تبلیغات
جلسه قرآن - کارنامه پیامبران

جلسه قرآن

کارنامه پیامبران :[مباحث اعتقادی , ]

 

کارنامه پیامبران (نظریات مارکسیسم, لیبرالیسم و نیچه)

 

سه نظریه در این باره است که از دین و پیامبران, کارنامه ای بد تصویر می کنند:

1- نظریه مارکسیستی : زَر و زور و تزویر, تیغ و طلا و تسبیح, مَلِک و مالک و ملّا

طبق این نظریه, زورمندان (پادشاهان)  زرمندان (ثروتمندان) همیشه با هم بر مردم تسلط داشته اند. اما برای جلوگیری از قیام مردم واستحمار مردم, از طبقه ای به شکل زیبا و روحانی و مذهبی استفاده کرده اند و طبقه روحانی و تزویرگر تنها برای افیون مردم و توده است تا به سلطه آن ها توجه نکنند در حالی که هر سه با هم سلطنت می کنند.

مارکسیسم با مذهب مخالف بود؛ ولی خود هیچ استدلال و برهانی نیاورد. بلکه از نظریاتی که به تدریج کشف می شد, استفاده می کرد؛ مانند داروین و ... . علاوه بر این,  همان طور که دیدید و در پایان به آن می پردازیم, مارکسیسم, نتیجه ای تاریخی از وقایع گذشته گرفت, ولی نتیجه ای فلسفی نداشت.

در ادبیات مارکسیسم, چیزی به نام خودآگاهی وجود دارد که کار آن, آگاه کردن مردم توده و «کارگر» از استحمار آن هاست و آن ها را به مبارزه علیه این سه گروه دعوت می کند.

بحث دیگر در مارکسیسم و در حکومت مارکسیستی, مالکیت است که می گویند وقتی پول اشخاص از پول همان طبقه کارگر است, مالکیت معنی ندارد و به همین سبب, تمام ثروت را به دولت (کارگران) می دهند تا برای مد تسهیلات تهیه کند؛ ولی مال مردم نیست. حتی برای زن و مالکیت زن هم چنین موضوعی را گفتند و عنوان کردند که زن هم برای همه است (لیبرالیسم جنسی) که این موضوع به خاطر مخالفت با فطرت انسان به زودی از بین رفت.

2- نظریه ای از نیچه هست کهمی پوید نظام طبیعت و جنگل به این صورت است که اشخاص با زور, پیروز می شوند و حکومت می کنند و دوباره یک زور دیگر حکومت را به دست می آورد و همین طور ادامه می یابد. اما نظام دین با این مخالف است و به همین سبب با طبیعت ناسازگار است و به خاطر همین, را طبقه ضعیف درست کرده اند تا محروم نباشند و این با طبیعت مخالف است.

3- نظریه مهم دیگری که لیبرالیسم نظریه پرداز آن است, درباره پیامبران می باشد که می گوید 124000 پیامبر آمده اند, ولی کارنامه آن ها چیست و چه کرده اند؟ در حالی که در قرآن آمده است که خدا ابتدا انسان ها را در امت واحده ای آفرید؛ سپس پیامبرانی را مبعوث کرد و مردم چند دسته شدند. نمونه های این شبهه به طور شدید در دین مسیحیت است که جنگ های مذهبی بسیار در دوران مختلف در آن رخ داد. اختلاف بین دو دین و حتی بین پیروان یک دین در مذاهب مختلف. یعنی این شبهه می گوید اگر دین نبود, این اختلافات هم پیش نمی آمد؛ یعنی می گوید دین باعث اختلاف شد. یعنی آیا اگر دین نبود بهتر نبود؟ اگر دین برای بهتر زندگی کردن ما آمده است, پس چرا ما باید به خاطرش کشته شویم؟

 

تحلیل نظریات 1 و 3

مارکس به تاریخ تنها از زاویه ای نگاه کرده است که خودش می خواهد؛ یعنی یک روی تاریخ را نگاه کرده است که بتواند نظریه اش را اثبات کند. ولی حتی می بینیم که حتی زاویه مارکس از تاریخ با نیچه هم مخالف است. چرا که جایی از تاریخ هست که دین نبود و هم استعمار و هم استحمار بود. اما وقتی دین آمد, نه تنها وضع بدتر نشد, بلکه بهتر هم شد؛ چرا که حتی اگر حکومت های بعدی در باطن هم با دین مخالف باشند, حداقل ظواهر دین را حفظ می کنند (مانند بنی امیه و بنی عباس).

در واقع, این منطقی نیست که دین را با خودش مقایسه کنیم؛ بلکه باید دین را با بی دینی مقایسه کرد. اگر این کار را بکنیم می بینیم که قبل از اسلام, زرتشت, مسیحیت, یهود و ... خون ریزی و استحمار و استعمار بود که دین با این ناسازگار بود و وضع بهتر شد. قبل از اسلام, مردم عرب را به سبب بت ها و هدایا فریب می دادند و جنگ های خونین قبیله ای و بی دلیل وجود داشت. پیش از مسیحیت, استحمار مردم با مقدس شمردن بعضی پادشاهان و جنگ های قبایل وحشی در اروپا صورت می گرفت. قبل از یهود هم, سرکوب شدید مردم مصر توسط فراعنه و تفرقه افکنی و جنگ بین مصریان وجود داشت؛ اما پیدایش پیامبران و دین در این مناطق, تمام اوضاع بهتر شد و حتی جنگ هایی که دین در آن حضور داشت, تلفات بسیار کمتری از آن ها داشت. حتی اگربعد از دین را بررسی کنیم, پی می بریم که جنگ های جهانی اول و دوم هم به همان ترتیب و حتی بدتر برگزار شد - و این ها بعد از کنار گذاشتن دین در اروپا اتفاق افتادند – سرخپوستانی که در آمریکا نسلشان از بین رفت, آیا به نام دین بود؟

اگر تمام تاریخ, چه دین و چه بیدینی را بررسی کنیم, می بینیم که فطرت انسان مسئله ای به نام جنگ طلبی دارد (البته جنگ طلبی فقط در شرایط خاصی است) و این تنها مربوط به دین نیست. نه تنها بی دینی مولِد جنگ و استحمار و استعمار و ... است؛ بلکه دین از راه صلح وارد می شود که می بینیم فتح ایران از بی خون ریزی ترین جنگ ها بود. حتی جنگ های مذهبی صدر اسلام هم بین دین داران و کافران بوده است؛ در حالی که پس از آن, صلح تا چند قرن وجود داشت.

 

تحلیل نظریه 2

چیزی که واضح است و حتی خود نیچه هم به آن اشاره کرده است, این قانون طبیعت و جنگل و حیوانات است. اما انسان متفاوت است و این قانون با فطرت انسان متفاوت است؛ اگر این طور بود, ما هم مانند سایر حیوانات در جنگل زندگی می کردیم. انسان تمایل دارد که تا جای ممکن صلح و ثبات حاکم باشد؛ چنان که می بینیم که از همان ابتدای آفرینش انسان, پیامبری به نام حضرت آدم وجود داشت که با کشتار مخالفت می کرد.

نوشته شده در سه شنبه 11 مرداد 1384 و 12:08 ق.ظ توسط فرقانی

ویرایش شده در - و -