جلسه قرآن
نویســــندگان :
◊ م مومن (1)
◊ فرقانی (10)
موضــــــوعات :
◊ عمومی (0)
◊ مباحث اعتقادی (6)
◊ مفاهیم قرآن (4)
◊ عکس (1)
آرشـیـــــــــــو :
◊ مرداد 1384 (6)
◊ تیر 1384 (5)
لینكســــــــتان :
◊ حالا بیا تو
لینكــــــــدونی :
◊ جلسه قرآن (-)
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای میهن بلاگ محفوض میباشد
طراح و سازنده : علیرضا عسگری
اختصاصات پیامبران :[مباحث اعتقادی , ]
اختصاصات پیامبران
صفات و ویژگی های پیامبران, از مهم ترین چیزهایی است که از ابتدا بر سر آن بحث و مجادله بین مردم بوده است. از مهم ترین این بحث ها, خصویات ظاهری پیامبران است که می گفتند چه طور ممکن است کسی مانند انسان های عادی, پیامبر خدا باشد. برای جلوگیری از این بخث هم خداوند, ویژگی معجزه را به پیامبران داد. اما باز هم قوم بسیاری از پیامبران تأکید بر این داشتند که پیامبر باید تمام زندگی اش, مانند انسان نباشد؛ درحالی که پیامبر دارای خصوصیات ظاهری کاملاً شبیه انسان دارد مانند انسان معمولی زندگی می کند و باید هم همین طور باشد تا بتواند در متن جامعه آدمیان, آن ها را هدایت کند. البته اگر پیامبر, انسان نبود و چیز دیگری بود, باز هم انسان ایراد می گیرد که چرا پیامبر, انسان نیست.
از مهم ترین ویژگی های پیامبران وحی است که به صورت الهام است.
یکی از مهم ترین کارهای پیامبران, مبارزه با خرافات و سنت های غلط بوده است که مهم ترین آن ها بت پرستی بود. بت پرستی که نمودی واضح از شرک است, به تدریج وارد می شود؛ ابتدا نمادها و مظاهری از ویژگی های خدا را ساختند که در آن زمان, خدای واحد در اعتقاد وجود دارد؛ سپس این نمودها که در قالب بت هستند, ارزش بیشتری پیدا می کنند و جایگزین می شوند. یعنی خدا یک طرف, بت ها یک طرف. ولی هنوز هم خدای واحد در کار است؛ ولی در واقع, در قالب بت ها, چندتا می شود. چرا که از زبان مشرکان صدر اسلام هم حرف از خدایی واحد می شنویم (مانند بسم الله نوشته ای در جریان تبعید مسلمانان به شعب ابی طالب در کعبه نگه داری شد). همچنین نمودهای اجتماعی و اقتصادی انسان ها هم در بت ها ظاهر می شود (مانند رنگ پوست و قیافه و ثروت و ...). یعنی ابتدا توحید است و بعداً به خرافه تبدیل می شود.
اما نمونه ای از خرافات هم هست که در ابتدا توجیهی برای پدیده های طبیعی بوده اند که توسط انسان های با اطلاعات کم اولیه ایجاد شده اند. برای مثال, رعد و برق را می دیدند و می گفتند این خدای خشم بود.
نوشته شده در سه شنبه 11 مرداد 1384 و 11:08 ق.ظ توسط فرقانی
ویرایش شده در سه شنبه 11 مرداد 1384 و 12:08 ق.ظ
کارنامه پیامبران :[مباحث اعتقادی , ]
کارنامه پیامبران (نظریات مارکسیسم, لیبرالیسم و نیچه)
سه نظریه در این باره است که از دین و پیامبران, کارنامه ای بد تصویر می کنند:
1- نظریه مارکسیستی : زَر و زور و تزویر, تیغ و طلا و تسبیح, مَلِک و مالک و ملّا
طبق این نظریه, زورمندان (پادشاهان) زرمندان (ثروتمندان) همیشه با هم بر مردم تسلط داشته اند. اما برای جلوگیری از قیام مردم واستحمار مردم, از طبقه ای به شکل زیبا و روحانی و مذهبی استفاده کرده اند و طبقه روحانی و تزویرگر تنها برای افیون مردم و توده است تا به سلطه آن ها توجه نکنند در حالی که هر سه با هم سلطنت می کنند.
مارکسیسم با مذهب مخالف بود؛ ولی خود هیچ استدلال و برهانی نیاورد. بلکه از نظریاتی که به تدریج کشف می شد, استفاده می کرد؛ مانند داروین و ... . علاوه بر این, همان طور که دیدید و در پایان به آن می پردازیم, مارکسیسم, نتیجه ای تاریخی از وقایع گذشته گرفت, ولی نتیجه ای فلسفی نداشت.
در ادبیات مارکسیسم, چیزی به نام خودآگاهی وجود دارد که کار آن, آگاه کردن مردم توده و «کارگر» از استحمار آن هاست و آن ها را به مبارزه علیه این سه گروه دعوت می کند.
بحث دیگر در مارکسیسم و در حکومت مارکسیستی, مالکیت است که می گویند وقتی پول اشخاص از پول همان طبقه کارگر است, مالکیت معنی ندارد و به همین سبب, تمام ثروت را به دولت (کارگران) می دهند تا برای مد تسهیلات تهیه کند؛ ولی مال مردم نیست. حتی برای زن و مالکیت زن هم چنین موضوعی را گفتند و عنوان کردند که زن هم برای همه است (لیبرالیسم جنسی) که این موضوع به خاطر مخالفت با فطرت انسان به زودی از بین رفت.
2- نظریه ای از نیچه هست کهمی پوید نظام طبیعت و جنگل به این صورت است که اشخاص با زور, پیروز می شوند و حکومت می کنند و دوباره یک زور دیگر حکومت را به دست می آورد و همین طور ادامه می یابد. اما نظام دین با این مخالف است و به همین سبب با طبیعت ناسازگار است و به خاطر همین, را طبقه ضعیف درست کرده اند تا محروم نباشند و این با طبیعت مخالف است.
3- نظریه مهم دیگری که لیبرالیسم نظریه پرداز آن است, درباره پیامبران می باشد که می گوید 124000 پیامبر آمده اند, ولی کارنامه آن ها چیست و چه کرده اند؟ در حالی که در قرآن آمده است که خدا ابتدا انسان ها را در امت واحده ای آفرید؛ سپس پیامبرانی را مبعوث کرد و مردم چند دسته شدند. نمونه های این شبهه به طور شدید در دین مسیحیت است که جنگ های مذهبی بسیار در دوران مختلف در آن رخ داد. اختلاف بین دو دین و حتی بین پیروان یک دین در مذاهب مختلف. یعنی این شبهه می گوید اگر دین نبود, این اختلافات هم پیش نمی آمد؛ یعنی می گوید دین باعث اختلاف شد. یعنی آیا اگر دین نبود بهتر نبود؟ اگر دین برای بهتر زندگی کردن ما آمده است, پس چرا ما باید به خاطرش کشته شویم؟
تحلیل نظریات 1 و 3
مارکس به تاریخ تنها از زاویه ای نگاه کرده است که خودش می خواهد؛ یعنی یک روی تاریخ را نگاه کرده است که بتواند نظریه اش را اثبات کند. ولی حتی می بینیم که حتی زاویه مارکس از تاریخ با نیچه هم مخالف است. چرا که جایی از تاریخ هست که دین نبود و هم استعمار و هم استحمار بود. اما وقتی دین آمد, نه تنها وضع بدتر نشد, بلکه بهتر هم شد؛ چرا که حتی اگر حکومت های بعدی در باطن هم با دین مخالف باشند, حداقل ظواهر دین را حفظ می کنند (مانند بنی امیه و بنی عباس).
در واقع, این منطقی نیست که دین را با خودش مقایسه کنیم؛ بلکه باید دین را با بی دینی مقایسه کرد. اگر این کار را بکنیم می بینیم که قبل از اسلام, زرتشت, مسیحیت, یهود و ... خون ریزی و استحمار و استعمار بود که دین با این ناسازگار بود و وضع بهتر شد. قبل از اسلام, مردم عرب را به سبب بت ها و هدایا فریب می دادند و جنگ های خونین قبیله ای و بی دلیل وجود داشت. پیش از مسیحیت, استحمار مردم با مقدس شمردن بعضی پادشاهان و جنگ های قبایل وحشی در اروپا صورت می گرفت. قبل از یهود هم, سرکوب شدید مردم مصر توسط فراعنه و تفرقه افکنی و جنگ بین مصریان وجود داشت؛ اما پیدایش پیامبران و دین در این مناطق, تمام اوضاع بهتر شد و حتی جنگ هایی که دین در آن حضور داشت, تلفات بسیار کمتری از آن ها داشت. حتی اگربعد از دین را بررسی کنیم, پی می بریم که جنگ های جهانی اول و دوم هم به همان ترتیب و حتی بدتر برگزار شد - و این ها بعد از کنار گذاشتن دین در اروپا اتفاق افتادند – سرخپوستانی که در آمریکا نسلشان از بین رفت, آیا به نام دین بود؟
اگر تمام تاریخ, چه دین و چه بیدینی را بررسی کنیم, می بینیم که فطرت انسان مسئله ای به نام جنگ طلبی دارد (البته جنگ طلبی فقط در شرایط خاصی است) و این تنها مربوط به دین نیست. نه تنها بی دینی مولِد جنگ و استحمار و استعمار و ... است؛ بلکه دین از راه صلح وارد می شود که می بینیم فتح ایران از بی خون ریزی ترین جنگ ها بود. حتی جنگ های مذهبی صدر اسلام هم بین دین داران و کافران بوده است؛ در حالی که پس از آن, صلح تا چند قرن وجود داشت.
تحلیل نظریه 2
چیزی که واضح است و حتی خود نیچه هم به آن اشاره کرده است, این قانون طبیعت و جنگل و حیوانات است. اما انسان متفاوت است و این قانون با فطرت انسان متفاوت است؛ اگر این طور بود, ما هم مانند سایر حیوانات در جنگل زندگی می کردیم. انسان تمایل دارد که تا جای ممکن صلح و ثبات حاکم باشد؛ چنان که می بینیم که از همان ابتدای آفرینش انسان, پیامبری به نام حضرت آدم وجود داشت که با کشتار مخالفت می کرد.
نوشته شده در سه شنبه 11 مرداد 1384 و 12:08 ق.ظ توسط فرقانی
ویرایش شده در - و -
نکات مفاهیم قرآن ۴ :[مفاهیم قرآن , ]
نکات مفاهیم قرآن 4
درس اول
اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا و عَملُوا الصّالِحاتِ یهدیهِم رَبُّهُم بِایمانِهِم
تَجری مِن تحتِهِمُ الاَنهارُ فی جَنّاتِ النَّعیمِ: یونس 9۴
همانا کسانی که ایمان آوردند و کار نیک انجام دادند, پرودگارشان آن ها را به وسیله ایمانشان به بهشت هایی پر نعمت هدایت می کند که از زیر آن ها رودهایی روان است. (در بایمانهم, حرف بِـ , «به وسیله» معنی می شود.) (در معنی, جای دو عبارت «تجری من تحتهم الانهار» و «فی جنّات النّعیم» جابه جا می شود.)
اَلَم تَعلَم اَنَّ اللهَ لَه مَلکُ السَّماواتِ و الاَرضِ
و ما لَکم مِن دونِ اللهِ مِن وَلی و لا نَصیرٍ: بقره 107
آیا نمی دانی که فرمان روایی آسمان ها و زمین برای خداست (کلمه « ـه» دومی برای تأکید بیشتر است و معنی نمی شود.) و برایتان غیر از خدا هیچ سرپرست و یاوری نیست. («مِن» در این جا به معنی «هیچ» معنی می شود.)
درس دوم
اِنَّ عِبادی لَیسَ لکَ علیهِم سُلطانٌ و کَفیٰ برَبِّکَ وکیلاً: اِسراء 65
قطعاً برای تو تسلّطی بر بندگان من نیست و پرودگارت [برای] وکالت کافی است. (این که یک بار «عبادی» و یک بار «ـکَ» آمده است, برای تأکید بیشتر است و « ـکَ» معنی نمی شود.)
و لَو ءامَنَ اَهلُ الکتابِ لَکانَ خَیرٌا لَهُم مِنهُمُ المُؤمِنونَ و اَکثرُهُمُ الفاسِقونَ: آل عمران 110
و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند, قطعاً برایشان بهتر است؛ بعضی از آن ها مؤمنان هستند و بیشترشان گناهکارند. (در این جا, «مِن» به معنی «بعضی از, عده ای از» معنی می شود.)
درس سوم
و مِنَ النّاسِ مَن یقولُ ءامَنّا بِاللهِ و بِالیومِ الاخِرِ و ما هُم بِمُؤمنونَ: بقره 8
و بعضی از مردم کسانی اند که می گویند: « به خدا و به روز قیامت ایمان آوردیم»؛ در حالی که آن ها ایمان ندارند (مؤمن نیستند). («و» در این جا «واو حالیه» است و به معنی «در حالی که» می آید.)
کَیفَ یهدی اللهُ قَومًا کَفروا بعدَ ایمانِهِم و شهِدوا اَنَّ الرَّسولَ حقٌّ و جاءَهُمُ البَیناتُ
و اللهُ لا یهدی القَومَ الظّالِمینَ: آل عمران 86
خداوند چگونه گروهی را که پس از ایمانشان کفر ورزیدند, در حالی که شهادت دادند که پیامبر حق است, و برایشان دلایل روشن آمد, هدایت کند و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمی کند.
درس چهارم
اَرَاَیتَ مَنِ اتَّخذَ اِلٰهَهُ هَواهُ اَفَاَنتَ تَکونُ علیهِ وکیلًا: فرقان 43
آیا کسی را دیدی که خدایش را هوا و هوس خود قرارداد؛ آیا پس تو برای کارساز می باشی.
قالوا یا هودُ ما جِئتَنا بِبَینةٍ و ما نَحنُ بِتارِکی ءالهَتِنا عَن قَولِکَ
و ما نَحنُ لَکَ بِمُؤمِنینَ: هود 53
گفتند: «ای هود, برای ما دلیل روشنی نیاوردی و ما خدایانمان را به خاطر سخن تو ترک نمی کنیم و ما به تو ایمان نمی آوریم». (در این جا سه بار حرف «بِـ» آمده است که در آن ها بِـ معنی نمی شود.)
درس پنجم
انَّما اموالِکم و اَولادِکم فِتنةٌ و اللهُ عندَهُ اجرٌ عَظیمٌ: تغابن 15
ثروت شما و فرزندانتان, فقط وسیله آزمایشی هستند و نزد خداوند پاداشی بزرگ است. (کلمه «انّما» به معنی «فقط», پس از مال ها و فرزندان معنی می شود؛ یعنی به این معنی نیست که «فقط مال ها و فرزندانتان».)
فَاِذا قَضَیتُم مَناسِکَکُم فَاذکُرُوا اللهَ کَذکرِکُم ءاباءَکُم اَو اَشدَّ ذکرًا: بقره 200
پس هنگامی که مناسکتان (حج) را انجام دادید, خداوند را یاد کنید؛ مانند [وقتی که] پدرانتان را یاد می کنید؛ و یا یادی شدیدتر.
درس ششم
و قالَ فِرعَونُ یا أیها المَلاُ ما عَلِمتُ لَکم مِن اِلٰهٍ غَیری: قصص 38
و فرعون گفت: «ای بزرگان, برای شما جز من, هیچ خدایی می شناسم».
ما اَصابَکَ مِن حَسَنَةٍ فَمِنَ اللهِ و ما اَصابَکَ مِن سَیئَةٍ فَمِن نَفسِکَ...: نساء 79
آن چه از خوبی به تو رسید, پس از خداست؛ و آن چه از بدی به تو رسید, پس از خودت است.
درس هفتم
و ما اَهلَکنا مِن قَریةٍ الّا لَها مُنذِرونَ﴿﴾ ذِکرٰی و ما کُنّا ظالِمینَ: شعراء208و209
و هیچ آبادیی را نابود نکردیم, مگر [این که] هشدار دهنده ای برای آن باشد؛ برای یادآوری و [ما] ستمگر نیستیم.
بَل قالوا انّا وَجَدَنا ءاباءَنا عَلیٰ اُمَّةٍ و اِنّا عَلیٰ ءاثارِهِم مُهتَدونَ: زخرف 22
امّا گفتند: «قطعاً ما پدرانمان را بر این آیین یافتیم و همانا ما با پیروی از آن ها هدایت شده ایم».
نوشته شده در یکشنبه 9 مرداد 1384 و 08:07 ق.ظ توسط فرقانی
ویرایش شده در یکشنبه 9 مرداد 1384 و 08:07 ق.ظ